1.اندازه گيري بهاي تمام شده منابعي كه در راه انجام فعاليتهاي اصلي واحد اقتصادي مورد استفاده قرار گيرد ؛
2.تشخيص و حذف اقلامي از هزينه كه ارزش افزوده ايجاد نمي كنند ؛
3.تعيين كارايي و اثر بخشي فعاليتهاي اصلي انجام شده در واحدهاي اقتصادي ؛
4.تشخيص و ارزيابي فعاليتهاي جديدي كه مي تواند عملكرد آينده سازمان را بهبود بخشد .
5.تاكيد سيستم مديريت هزينه بر فعاليتهاي بنگاه اقتصادي است . اين تاكيد براي دستيابي به هدف توليد محصولات و خدمات با كيفيت ،با حداقل بهاي تمام شده ، حائز اهميت بسيار است . در اين سيستم ، هزينه فعاليتهاي عمده بنگاه اقتصادي به كالاها و خدمات توليدي با توجه به نحوه استفاده از فعاليتها در توليد اين كالاها و خدمات تخصيص مي يابد.
هدفهاي سازماني مديران بسيار متنوع است . برخي از هدفها كه به طور مكرر مورد تاكيد قرار گرفته اند عبارتند از :
·سود آوري ؛
·رشد ؛
·خودكفايي مالي ؛
·حداقل كردن بهاي تمام شده ؛
·تنوع بازار ؛
·كيفيت محصولات ؛
·مسئوليتهاي زيست محيطي ؛
·خدمات اجتماعي ؛
وظيفه مديريت حصول اطمينان از دستيابي به هدفهاي تعيين شده ،صرفنظر از اين هدفهاست . در كوششهايي كه به منظور دستيابي به هدفهاي فوق صورت مي گيريد ، معمولاًمديران با چهار نوع فعاليت اصلي درگير مي شوند :
1. تصميم گيري
2. برنامه ريزي
3. رهبري فعاليتهاي عملياتي
4. كنترل
براي انجام هر يك از فعاليتهاي چهار گانه ،مديريت نيازمند اطلاعات است ،اين اطلاعات مي تواند از منابع مختلفي نظير اقتصاددانان ،متخصصان مالي ، كاركنان فروش و بازاريابي ، كاركنان توليد و حسابداري به دست آيد .
تحولات چند سال گذشته شامل آزاد سازي اقتصاد ،رونق مجدد بورس اوراق بهادار و نزديك شدن نرخ بهره به سطح نرخ تعادلي ،باعث گرديده كه مباحث مختلف مديريت هزينه و كارايي بازار و بررسي آثار مالي تحولات اقتصادي بر بازارهاي مالي و بورس اوراق بهادار و چگونگي تاثيرآنها بر ارزش و قيمت گذاري سهام مورد توجه قرار گيرد و زيرا در صورت كارابودن بازار سرمايه است كه قيمت اوراق بهادار عادلانه تعيين مي شود و تخصيص سرمايه كه مهمترين اركان توليد و توسعه اقصادي است به صورتي مطلوب و موثر انجام مي گيرد
يكي از پيامدهاي رشد و توسعه ،ظهور پيوند اقتصاد با اخلاق و تاثير متقابل مسائل اقتصادي و اخلاقي و ارزشهاي اجتماعي بر يكديگر است بدين ترتيب ،مديريت بنگاههاي اقتصادي ديگر صرفاً افزايش سود آوري يا توليد كالا را تنها هدف خويش ندانسته ،بلكه موضوعهايي همچون پرداخت حقوق عادلانه به كاركنان ،رعايت كيفيت و بهاي توليدات ،آلودگي محيط زيست و ساير مسائل اخلاقي را نيز بايد رعايت كنند . بنابر اين ،واحدهاي اقتصادي به جاي داشتن عملكرد صرفاًاقتصادي ،به صورت نهادهاي چند منظوره در آمده اند و بايستي با اين ويژگيها در بازارها ي سرمايه گذاري داخلي و خارجي شركت جويند و مطابق با ضوابط بازار به فعاليتهاي خود ادامه دهند ،زيرا روند تغيير قيمت و الگوي رفتاري بازار تصادفي و غير قيمت و الگوي رفتاري بازار تصادفي و غير منظم است RANDOM WALK ) )به عبارت ديگر ،بازار حافظه ندارد ،و از قيمتهاي ديروز در مورد فردا نمي توان نتيجه گيري خاصي كرد .
در بازارهاي كاري سرمايه ،مديران رقابتي و كار آفرين مي توانند با بهره گيري از عوامل متعدد بازار ،بازار سازي كنند .زيرا در دنياي رقابتي ،تعداد زيادي معامله گرد و دركنار آن تعداد زيادي دلال و كارگزار و واسطه متخصص خريد و فروش سهام وجود دارد ،كه از پختگي لازم برخوردارند و تاثير اطلاعات بر قيمت سهام را مي دانند . آنان همواره سعي بر آن دارند كه بازار به صورت دو طرفه عمل كند و در آن به طور مستمر عده اي خريدار و عده اي فروشنده باشند و ركود و كسادي مفرط بر بازار حاكم نگردد.از وظايف اساسي و مهم بازارهاي سرمايه ،تامين مالي شركتها و بنگاههاي اقتصادي است .
بازار سرمايه بايد اين قابليت و ويژگي را داشته باشد كه بتواند سرمايه شركتها و واحدهاي اقتصادي نيازمند را تامين كند .
تخصيص هنگامي بهينه است كه بيشترين بخش سرمايه متوجه سودآورترين فعاليتها شود .پس تخصيص سرمايه هنگامي درست انجام مي شود كه شركتهايي كه فرصتهاي سرمايه گذاري بهتر دارند ،سرمايه مورد نياز خود را تامين كنند ،و آن بخش از اقتصاد كه بازدهي كنمتري دارد با محدوديت روبرو شود . اگر توزيع اعتبارات در جامعه ،وابسته به درج اعتبار افراد توازي خطر - بازده طرحهاي سرمايه گذاري و ظرفيتهاي وام گيري و وام دهي واحدها باشد . روشن است كه سرمايه محدود كشورها به طور بهينه تخصيص مي يابد و به پروژه هاي سود آور و مفيد سرمايه لازم اختصاص داده مي شود . در غير اينصورت كارايي مديريت هزينه و بازار سرمايه نامتجانس خواهد بودو نمي توانند در خدمت رشد و توسعه اقتصادي قرار گيرند .
دلايل هزينه اضافي طرحها :
بحث عمده اي كه در مهندسي ارزش مطرح است چگونگي كاهش هزينه هاي سر بار و گاه
بي مورد و اضافي طرحهاست . چرا كه اين قبيل هزينه ها باعث توجيه ناپذيري مجازي طرح شده و اغلب كارفرما و طراح را سر در گم و از اجراي طرح منصرف مي كند .
براي نيل به اين هدف بزرگ به نظر مي رسد به عنوان پايه و مقدمات كار ،بايد دلايل افزايش هزينه ها بررسي و تفكيك شده و پس از شناخت كامل و طبقه بندي و پردازش در پي چاره جويي بر آييم .
در اين راستا اين مقاله سعي كرده برخي از اين دلايل را كه در اكثر طرحها مشترك هستند استخراج و به ترتيب ذيل معرفي و تحت نقد اجمالي قرار دهد .
الف - ضعف اطلاعاتي :
اطلاعات مبناي تفكر است و در صورت ضعف اطلاعاتي ، هزينه هاي غير ضروري افزايش يافته و تفكر مطالعاتي ،اجرايي و حتي مباني سرمايه گذاري ضعف خواهد داشت ، در اين حالت سرمايه گذار و يا طراح و حتي مجري نخواهد توانست اهداف و روشهاي وابسته با آن را به درستي تشخيص داده و در انتخاب دچار سر در گمي خاصي خواهد شد . لذا ،طرح متحمل هزينه هاي اضافي مي گردد.
ب - ضعف ايده پردازي :
بيشتر سازمانهاي مجري در كشور از خالقيت و ايده پردازي آن چنان كه بايد حمايت جدي به عمل نمي آورند . لذا اين عدم اجراي مهندسي همزمان در سازمانها ي مذكور مي تواند هزينه وقتي طرحها را افزايش دهد . به عبارت ديگر ، اضافي مسايل با نگاهي همه جانبه پردازش نشوند طبيعي است تبعات گرانباري مي تواند داشته باشد . كه يكي از آنها به خطر افتادن امنيت سرمايه گذاري و در نتيجه آن عدم اجاري پروژه هاي مرتبط است .
پ- شرايط اضطراري در طرح :
مديريت در كشور ما در بسياري از موارد مديريت دقيقه نود است يعني سالها فرصت از دست مي رود و هيچ نظري ارائه نمي شود و در همان لحظه نهايي پروژه اي در حال تكميل و شروع بهره برداري است مواردي كه قبلاً پيشگيري نشده اند حادث مي گردد و نظرات مديريتي اعمال
مي شود . اين عدم وجود نگرش پيشگيري كننده ،مديريتها را متزلزل مي كند . تزلزل مديريت باعث افزايش روند كار شده و هزينه ها به صورت تصاعدي افزايش مي يابد .
ت - اعتقادات صادقانه و غلط طراحان :
اغلب مهندسان مشاور و طراحان روي ايده هاي خود پافشاري مي كنند . اين ايده ها اكثراً بر پايه اصول تاريخ گذشته و آنچه كه سالها قبل در دانشگاهها تدريس مي شده است پردازش شده است لذا امروزه مي توان آنها را غلط ناميد . به عنوان مثال پافشاري روي اين نظريه كه مثلاً سدهاي خاكي در تمامي حالات ممكن بهتر از سدهاي RCC است يا اينكه اسكلت بتني در برابر زلزله مقاوم تر از اسكلت فلزي است يا هر اعتقاد كلي و نه موردي كه طي يك تحقيق مي تواند متزلزل شود يا مشمول مرور زمان گردد باعث افزايش اشتباهات طراحي و ازدياد قيمتهاي تمام شده خواهد بود .
ث - عادت و طرز تلقي ها :
عادت به يك روش خاص اجرا ، يا عادت به يك نرم افزار خاص در طراحي يا به يك فرمول تجربي كه تحت شرايط خاص به دست آمده و تعميم دادن قضايا و عملكردهايي مثل آن مي تواند خطرات افزايش مبالغ را به همراه داشته باشد . چرا كه طبق آخرين اخبار منتشره دانش بشري هر 75 روز دو برابر مي شود لذا بديهي است استفاده از تلرانس ها و ضرايب اطمينان بالا مردود است.
ج - تغيير در نيازها :
گاه پيش مي آيد در مراحل نهايي اجرا اطلاعت اوليه تغيير مي يابند يا خواسته ها و اهداف كارفرما يا سرمايه گذار دچار دگرگوني مي شود كه اين امر باعث دوباره كاريها و تجديد نظرهاي عمده و جزيي شده و در نتيجه هزينه ها بالا مي رود .
چ - فقدان ارتباطات و همكاري طرفين :
وقتي ارتباطات شفاف نباشد مكاتبات افزايش مي يابد و اين خود باعث افزايش زمانهاي تلف شده مي گردد كه اين موضوع سر بار هزينه خواهد داشت . جهت پيشگيري از اين حالت لازم است تمامي اصول ،روشها و منشهاي مديريتهاي سنتي كنار گذاشته شده و مديريت مشاركتي جايگزين همه آنها گردد.
ح - استانداردهاي طرح:
اهميت تدوين استاندارد و نقشه هاي تيپ و مشخصات فني و نقش برجسته آن در يك پروسه عقلاني و مبتني بر قوانين فاقد تبصره و استثناها بر هيچ كس پوشيده نيست .
بنابر اين ، وجود دفترچه هاي حاوي مشخصات مورد قبول در هر زمينه باعث حذف و كاهش برخي هزينه هاي زايد خواهد شد .

